خرید بک لینک
سلام سلامعیدتون مبارک((:بوس به لپاتونخوبید خوشید؟امسال دومین سالی بود که ما بخاطر کرونا توی خونه نشستیم و جایی نرفتیم. نه عیددیدنی و نه مسافرت.ولی الهی شکر که کنار هم بودیم.سال تحویل مادرشوهر و پدرشوهر خونه ما بودن و بعدش رفتیم خونه ی مامان و بابام و نهار کنارشون بودیم. شامم رفتیم خونه مادرشوهر((:__ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1400 ساعت: 12:11

گاهی آدم رویاهاشو گم می کنه.نمیدونم این یکی دو هفته چرا اینجوری شده بودم.حال روحیم افتضاح بود. البته که شرایط و کرونا بی تاثیر نیستن.میخوام دوباره یادم بیاد همون دختر شاد و سخت و قوی هستم.بجنگم و بجنگممممممممم با ترس هاممن قوی ام.من انتخاب می کنم.خدا حواسش به هممون هست. و فقط خواست اونه که مهمه((:__ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1400 ساعت: 12:11

تصمیم دارم کم کم پروزه از پوشک گرفتن دخترک رو شروع کنم.هر چند امیدی ندارم: دی

دوتا شرت آموزشی براش خریدم. یکی رنگش آبی و یکی صورتی.

شستمشون و وقتی خشک شد برای دخترک توضیح دادم و بهش دادمشون.

یهو دیدم دوتا شرتارو برداشت و رفت پیش پسرک. که داداشی بیا این مال توه((:

یکی از شرتارو برای خودش برداشت و یکیشو میداد به داداشش((:

دلم غنججججج رفت برای این عشقشون.

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1400 ساعت: 12:11

توی اوج کرونا فروردین ماه روکش دندون نخودچی زاده افتاد. از ترس نبردیمش دندون پزشکی . اما دیگه گریزی نبود و امروز مجبور شدیم ییریمش  دندون پزشکی .با باباییش رفتن و من و دخترک خونه به انتظارش نشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1399 ساعت: 18:01

امروز دخترم اولین نقاشی ش رو گشید.به صورت دایره های بچگانه(:قبلا فقط خط خطی می کرد.اولین نقاشی محمدمتین روی دیوار بود.با عکس ثبتشون کردم.بقیه ی نقاشی هاشم با تاریخ براش نگه داشتم.چیزی که امشب شادیم رو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1399 ساعت: 18:01

پاییز کروناای و حبس در خانه رو میگذرونیم.دخترک کامل صحبت می کنه و با سیاست خاص خودش دلبری می کنه.دایره کلماتش خیلی وسیعه و تتقریبا همه جملات و کلمات رو متوجه میشه و میتونه بگه.پسرک هم به درس خوندن انلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1399 ساعت: 18:01

ان شاالله سال 99 شادی و اتفاق های خوب همراه با سلامتتی برای همه باشد.

این پست را محمدمتین نوشت.

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: جمعه 5 ارديبهشت 1399 ساعت: 17:54

از دبروز قدم برداشتن بهارخونه ی ما به ۵ قدم رسیده.

خودش بیشتر از ما د۱وق میکنه.

به زودی کامنتای پر از عشقتون رو تایید می کنم.دوست ندارم بی جواب تایید کنم.

به زودی عکسای وروجکا در این مکان نصب میشه:دی

با غر عرای دخترک و و انداختن خودش تو بعلم و ایضا گاز گرفتن پست نوشتم

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 5:22

سلام به همگی. من اومدممممممممممممممنون از همه کامنت های خوشکلتون و احوالپرسی هاتون((:اصلا دوستای, بلاگفا یه چیز دیگه ان. محبت و معرفتشون. ببخشید خیلی دیر اومدم. واقعا روزا تندتند میگذره و من دنبال وقت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

این هفته ی آخر عجیب تند میگذره.

سه شنبه 20 فروردین میرم برای زایمان ان شاالله.

تقریبا کارهام رو انجام دادم. بی صبرانه منتظر دختر بهاریمون هستیم.

_____________________________________________

امسال سال عجیب و تلخی بود. ان شاالله خوشی به مردم برگرده.

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 9:42

شانزدهم مهر عصر ساعت 5 نوبت سونوگرافی گرفتم برای غربال اول. نخودچی زاده رو گذاشتیم خونه ی پدرشوهر و با کشمش رفتیم به سوی دیدار جانان. نوبت زدیم و گفت حدودا یک ساعت دیگه نوبتتون میشه. با کشمش رفتیم تویادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 6:46

روز قبل تولدم 5 شنبه، با نخودچی زاده رفتیم پارک.حدودای ساعت 3 و نیم ظهر. یهو بارون زد و همه بچه ها و مامان ها زیر سرسره ها پناه گرفتیم.هواش دلپذیر شده بود و بچه ها هم کیف کرده بودن. هوا زیاد سرد نبود ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 6:46

بیست و یکم آبان با کشمش و نخودچی زاده رفتیم برای سونوگرافی غربال سه ماهه دوم. تقریبا هفده هفته و سه روز میشدم. ولی طبق سونو 18 هفته و سه روز بودم. دکترمم تاکید کرد یک سونو گرافی خاصی برم که وقتی رفتمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 6:46

از طرف پیش دبستانی نامه سلامت داده بودن که ببریم بهداشت . بهمون 26 آبان وقت دادن. رفتیم پیش پزشک عمومی و دندان پزشک و بعد از تایید سلامتش گفت واکسن شش سالگی باید بزنه که از الان تا قبل از کلاس اولش وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 6:46

24 آذر عروسی پسر عمم بود. اونم توی شهر دیگه. از طرفی مادربزرگمم حالش خوب نیس و میخواستم حتما برم ببینمش. دیگه تصمیم گرفتیم هم بریم عروسی و هم به مادربزرگم سر بزنیم. 23 روز جمعه، 5صبح علی الطلوع با مامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام فراهانی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 6:46

صفحه بندی