نخودچی زاده رو گذاشتیم خونه ی پدرشوهر و با کشمش رفتیم به سوی دیدار جانان. نوبت زدیم و گفت حدودا یک ساعت دیگه نوبتتون میشه. با کشمش رفتیم توی ماشین رانی و کیک خوردیم و عکس یادگاری گرفتیم((:
بارون هم زد و قشنگی لحظه هامون بیشتر شد.
رفتم همون مرکز سونوگرافی که زمان محمدمتین رفته بودیم. کلی خاطره برام زنده شد((:
نی نی تند تند تکون میخورد و حالت موجی حرکت می کرد((: قربونش برم همه چیزش نرمال بود. جواب سونو رو گرفتیم و رفتیم به سمت آزمایشگاه.
مامایی که پیش دکترم هست برام آززمایش سکونشیال نوشته بود. البته لازم نبود اصلا! دکترمم وقتی فهمید جا خورد ولی دیگه آزمایش رو دادم.
مرحله ی اولش رو همون شونزدهم توی 12 هفته و دو روزگی دادم. که طبق سونو میشد 13 هفته و دو روز((:
مرحله ی دومش رو هم دو هفته بعدش.29 مهر.
شکر خدا جواب هردو ریسک پایین بود.
توکل برخدای مهربون.
وقتی رفتیم دنبال محمدمتین سریع پرید دم در و گفت مامان عکس نی نی کو؟
سونو نشونش دادم و کلی براش ذوق کرد((:
من و این ......ما را در سایت من و این ... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 165