
امروز بررسی از مرجع سالگرد طبق کپی رایت عروسیمونه((:وای که چقدر رقصیدیم: دی چقدر جلف بودیم امسال محمدمتین درک بهتری از این مناسبت داشت و دقیقا امروز عصر اول به باباییش گفت: بابا بررسی از مرجع سالگرد طبق کپی رایت عروسیتون مبارک. وبعدش به من گفت مامانی سالگرد عروسیتون مبارک((:تا این لحظه هیچ اقدام و جشن و کادویی نبوده : دیفقط با آهنگ شب شب شور و حاله لیلا فروهر و آقای دوماد مارتیک از روز چهارشنبه تا به امروز کلی سه تایی رقصیدیم ((:و همسر امشب دعوت کرده بیرون ((:الهی شکر برای زندگی ساده وشادمون....
ادامه مطلب
سلام سلام.....کلی اتفاق افتاده و من هنوز ثبت نکردم.یعنیحال جسمیم خوب نبود.این نی نی جدید حسابی رمق مامانش رو گرفته.ان شاالله کم کم همه رو توی تاریخای خودش ثبت می کنم.بله من مامان شدم.الان هفته ...
ادامه مطلب
با همسری و گل پسری ازیه جایی رد میشدیم که خاطره داشتیم و با همسری خاطره بازی می کردیم.نخودچی زاده گفت: مامان من کجا بودم اون روز؟ گفتم هنوز به دنیا نیومده بودی عزیزم.من و بابایی از خدا میخواستیم یه پسر مهربون بهمون هدیه بده کم نیاورد که!!! برگشت گفت: ولی شکمت یه سوراخ داشت، من داشتم میدیدم از اونجا(((: ...
ادامه مطلب
سلامون علیکم.نماز و روزه هاتئن قبول باشه. عاقا بگم که من فقط استراحت می کنم.فیلم میبینم.با نخودچی زاده بازی می کنم.مهمونی میرم. پایان نامم یه سری اطلاحات بهش خورد.اصلا نگاهشم نکردم!!!!! در این حد: دی انشالله بعد ماه رمضون قصد دارم برم کلاس و خطاطیم رو ادامه بدم((: یه باشگاه ورزشی خوب هم پیا کنم برم به عشقم والیبال برسم((: در فکر نی نی دوم هم هستم با ذوق و هیجان...وای نوزاد.....دلم رفت. نخودچی زاده هم بگم که به شدت بیشتر از قبل قلدر شده. مستقل تر شده. و من شدیدتر وابست شدم.عین نفسه برام! نباشه نمیتونم! واین بسیار بده.باید روی خودم کار کنم. عشق توپ و فوتبال و والیبال! دیروز....تهران....
ادامه مطلب
از نخودچی زاده بگم که به شدت مردونه و پسرونه با روحیات خشن، استقلال طلب و بااعتماد به نفس شده این روزها.جرات داری بهش بگی بالا چشمت ابرو! آنچنان جوابت رو میده: دیدستم درد نکنه بااین تربیتم!فکر کنم مال سنش باشه.وقتی باهاش دعوا بکنی حرفای خودت رو یه ریز تکرار میکنه! انقدر که خندت میگیره!یا یهو میگه مگه قرار نبود داد نزنیم!دیشب فیلم ناهیدرو می دیدم، یه قسمتی ببخشید میگه پدر سگ! از قضا آقا پسر این کلمه رو حین بازی کردن شنید! پدرش رو متوجه نشد و فقط سگ رو فهمید.یه ریز تکرار می کرد سگ!سگ! گفتم مامان ما که تو خونه سگ نداریم. این خانومه تو خونشون سگ دارن.و مجب...
ادامه مطلب