گل پسری

خرید بک لینک
از نخودچی زاده بگم که به شدت مردونه و پسرونه با روحیات خشن، استقلال طلب و بااعتماد به نفس شده این روزها.

جرات داری بهش بگی بالا چشمت ابرو! آنچنان جوابت رو میده: دیدستم درد نکنه بااین تربیتم!فکر کنم مال سنش باشه.

وقتی باهاش دعوا بکنی حرفای خودت رو یه ریز تکرار میکنه! انقدر که خندت میگیره!

یا یهو میگه مگه قرار نبود داد نزنیم!

دیشب فیلم ناهیدرو می دیدم، یه قسمتی ببخشید میگه پدر سگ! از قضا آقا پسر این کلمه رو حین بازی کردن شنید! پدرش رو متوجه نشد و فقط سگ رو فهمید.

یه ریز تکرار می کرد سگ!سگ! گفتم مامان ما که تو خونه سگ نداریم. این خانومه تو خونشون سگ دارن.و مجبور شدم فیلم رو هی عقب جلو کنم تا سگ توی فیلم رو بهش نشون بدم که منظور خانومه به این هاپوه بود.

چند روز پیش ها هم یهو پرید بهم گفت: صداتو ببر! خندم گرفته بود و خودم رو به نشنیدن زدم، دوباره برگشت گفت: میگم صداتو ببر! حالا من هیچی نمی گفتم هاااااااااااااااا. بدون اینکه متوجه بشه یعنی چی، هی تکرار میکرد.

همه ی لباس هاش رو خودش تنهایی میتونه دربیاره و خودشم تن بکنه. جوراب هاشو انقدر خوشکل میپوشه. ولی دکمه بستن رو بلد نیست.

یه چیز جالب دیگه هم اینکه چند وقت پیش ها تو نقاشیش نیم رخ کشید!اصلا باورم نشد. خودش و سلطان جنگل رو نیم رخ کشیده بود. مثلا داشته یک پا حالت لی لی کردن میپریده. دقیقا پاهاشم کشیده بود. ازش پرسیدم مامان چی کشیدی؟ برام توضیح داد.

میخواد همه ی کارهاش رو خودش انجام بده. سرسفره خودش ار توی دیس برنج میکشه، خورشت و...میکشه. مثل ادم بزرگ ها ترشی میذاره گوشه ی بشقابش...

چند وقتیه مادر و پسری زدیم به یازار((: همش تو بازارها می چرخیم. هرچند به شدت اذیت می کنه و یک جا بند نمیشه ولی لذت میبرم.یه روز یه مسافت طولانی در حد یک ساعت شایدم بیشتر پیاده رفتیم. اخراش دیگه مینشست کف پیاده رو که مامان نمیتونم راه برم.

____________________________________

یکی از مقالاتم رو دو هفته پیش فرستادم. اناالله اکسپت بشه. دعا کنید برام.

مقاله دومم انشاالله تا هفته آینده میفرستم. توکل بر خدا.

همسایه ی طبقه بالاییمون، یهوویی اسفند پارسال متوجه شد سرطان ریه داره. در شرایطی که یک پسر دو-سه ساله داشت و خانومش ماه اخر بارداری بود! منکه نمیشناختمشون وشاید دوسه باری سلام علیک کرده باشیم.

گاهی صدای ناله هاش که فکر می کنم بخاطر درد ناشی از شیمی درمانیش بود، میومد. قرار بود پیوند مغزاستخوان بشه.

هفته ی پیش صدای گریه های زنش میومد. دو سه روز پشت سر هم! نگو بیمارستان بوده شوهرش و احتمالا دکترا قطع امید کرده بودن.

و پنج شنبه شب هم فوت شده....از ته قلبم براش ناراحتم...انقدر که بغض دارم همش. دایم به زنش و دوتا بچش فکر می کنم....خدا یا میدونم حواست به همه بنده هات هست ولی مراقبشون باش، بهشون صبر بده و امید زندگی بده. نمیتونم بگم چقدر ناراحتم...دلیل بیداریم تااین موقع شب هم فکر کردن به این خانوادست.

من و این ......

ما را در سایت من و این ... دنبال می‌کنید

برچسب: گل پسری,گل پسری بله,گل پسری ناهید,گل پسری تاج سری,گل پسری از ناهید,اهنگ گل پسری ناهید,سیسمونی گل پسری,اهنگ گل پسری از ناهید,دانلود آهنگ گل پسری ناهید,دانلود اهنگ گل پسری, نویسنده: بازدید: 189 تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 23:02

صفحه بندی