بعد از یک غیبت صغری من اومدم.
به خاطر شنیدن خبر فوت یه بابای جوون و مهربون چند روزیه ناراحتم و لحظه ای از فکر زن و اون پسر کوچولوش بیرون نمیام.
ولی امروز نخودچی ززاده 1 بعد از پیش دبستانی میره خونه پدربزرگش. وقت آزادم بیشتره. گفتم بیام و اتفاقای این چندوقت که حسابی روی هم تلنبار شده، ثبت کنم.
اول از همه بگم نخودچی زاده ی 2 یک عدد دختر می باشد((:
البته هنوز عمیقا باور نکردم بخاطر تجربه ای که سر محمدمتین داشتم و گفتن دختره و بعد یهویی پسر شد: دی
هی میگم نکنه اشتباه کرده باشن
نکنه پسر باشه.
بعدش میگم نه بابا. نمیشه که هربار اشتباه کنن. حالا اون دفعه پیش اومد. دوباره که پیش نمیاد.
سلیقه دخترانه اصلا ندارم و چقدر سخته لباس گ گلی و صورتی انتخاب کردن
_________________________________________________
از حال و احوالم بگم که اصلا مثل بارداری اولم نیستم.
کمردرد دارم که فکر می کنم بخاطر گودی کمری باشه که پیدا کردم. زمان زیادی نمیتونم سرپا وایسم. باید تندتند دراز بکشم و استراحت کنم.
فشارم توی 4 و 5 ماهگی به شدت افت داشت. چندباری سرم وصل کردم. دلیلی هم نداشت. تمام آزمایشاتم خوب بود. اکو و نوار قلب هم دادم خوب بودن.
ولی بخاطر افت فشار صبح ها اکثرا درازکش بودم. به حدی فشارم میفتاد که گوشام کیپ میشد و سرگیجه و.....فشارم روی 7 بود اکثرا.
تنها اصلا بیرون نمیرم.خصوصا صبح ها از ترس همین فشارم.
حال و اوضاع معدم بهتر شده خداروشکر. اشتهام خوب شده و روی غلتک وزن گرفتن افتادم بالاخره.
به شدت میخوابم
به شدت میوه میخورم.
برم اتفاقات رو توی تاریخ های خودش ثبت کنم.
من و این ......ما را در سایت من و این ... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 134