مسافرت ((:

خرید بک لینک
یکم مهر دقیقا همزمان با آغاز سال تحصیلی ما راهی سفر شدیم.

صبحش نخودچی زاده رفت پیش دبستانی.کشمش هم رفت سرکار و عصر ساعت شش و نیم راه افتادیم به سمت مشهد.

شب توی شهر توی راه اتاق گرفتیم و خوابیدیم.صبح زود دوباره حرکت کردیم و ظهر رسیدیم هتلی که رزرو کرده بودیم توی مشهد.

تصمیم برای شمال رفتن یا نرفتن هم بستگی به وضعیت من داشت. من خیلی حال و حوصله شمال و راه نداشتم و دوست داشتم زودتر برگردیم خونه.

ولی توی رودربایسی مهربونی های کشمش، روم نمیشد از ذوق پدرو پسر برای شمال چشمپوشی کنم: دی

دیگه گفتم هرچی خودتون تصمیم بگیرید. مخالفتم رو نشون ندادم. البته حال جسمیم هم بد نبود.

دیگه صبح جمعه ششم مهر راه افتادیم به سمت گرگان.ظهر حدودای 4 رسیدیم.مستقیم رفتیم نهارخوران و روستای دنج زیارت((:

یه سوییت گرفتیم و دو روزی موندیم.یه روزش رو رفتیم بندر ترکمن و جزیره آشورده که تنها جزیره ی دریای خزره.

وقتی میخواستیم سوار قایق موتوری بشیم که بریم به جزیره من خیلی دو دل بودم سوا بشم یا نشم.

دل زدم به دریا.سوار شدم و چقدر هیجانش خوب بود((:

اولش از ترس دست نخودچی زاده رو محکم گرفته بودم.نخودچی زاده میخندید و میگفت مامان میترسی: دی

ولی دیگه موقع برگشت نترسیدم وبیشتر لذت بردم.

اولش خیلی موافق شمال نبودم ولی خیلی روحیم عوض شد و خوب شد که رفتیم: دی

یکشنبه هشتم مهر هم برگشتیم و عصرش خونه ی خوشکلمون بودم.

و فرداش نخودچی زاده و کشمش رفتن به کار و درسشون.

من و این ......

ما را در سایت من و این ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:30

صفحه بندی