در این لحظه نخودچی زاده بسیار سرخود رفته دیجیتون رو توی موبایل من برای خودش نصب کرده و مشغول دیدن کارتونه! چرا بچه ها انقدر خبره در تکنولوژی شدن!!!!!!
کشمش هم از خستگی بیهوش شده روی تخت. واقعا مردها زحمت کش هستن.( البته خیلی از خانم ها بیرون از خونه کار می کنن و واقعا تلاش می کنن)
بوی شلغم روی گاز توی خونه پیچیده. هر 5 دقیقه یکبار نخودچی زاده میگه مامانی میشه با یه چیز خوشمزه منو سوپرایز کنی!!!!!
دوتا کیک فنجونی و یک موز فعلا خورده. تا یک ساعت دیگه شام اماده بشه و شامش رو بدم.
شب یلدا هم دوجا مهمونی دعوتیم!!!!! یکی خونه عمه ی من که همه دعوت شدیم. یکی خونه ی عموی کشمش که بازم همه فامیل دعوت هستن اونجا. اولویت با خانواده همسری هست چون خیلی زودتر دعوت کردن و هم ایینکه پارسال شب یلدا طرف خانواده من بودیم. امسال نوبت فامیل همسره((:
اینجوری در صلح حلش کردیم رفت. کشمش خودجوش پیشنهاد داد آخر شب بریم خونه ی عمه من که به دو طرف ادای احترام کرده باشیم.
شکر خدا از سرویس مهدمحمدمتین راضی ام. تا اینجاش عالی پیش رفته((:
من و این ......ما را در سایت من و این ... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 166