تولد همسر!

خرید بک لینک
قرار بود صبح روز قبل تولد کشمش با نخودچی زاده بریم خرید سوپرایزهای تولد.

صبحش منتظر بودم آلارم موبایل کشمش زنگ بخوره و پاشه بره سرکار و منم دست به کار بشم برای تولد. کشمش خان خیلی شیک بیدار شد و اعلام فرمودن نمیرم سرکار!!!!!!!!

عاقا یعنیا من دقیقااااا شوکه بودم!!!!!!!

دلداری دادم به خودم که فردا و همون روز تولدش برنامه هام رو پیاده می کنم!

که یکهویی برای فردا شبش مهمون دار شدیم((((: بازم تسلیم نشدم و گفتم قبل از اومدن مهمونا یه تولد کوچیک میگیریم.

صبحش نخودچی زاده رو بردم کلاس و کیک خریدیم و حدودای 2 اومدیم خونه.

بدو بدو نهار پسرکو دادم و مشغول شام و بساط مهمونی شدم.

خواهری جانمم اومد که کمکم کنه. عاقا کشمش از سرکار اومد. هنوز درو باز نکرده نخودچی زاده گفت: بابایی برات کیک گرفتیم بیا کیک بخوریم: دی

خلاصه اینم از تولد امسال کشمش((:

من و این ......

ما را در سایت من و این ... دنبال می‌کنید

برچسب: تولد,همسر, نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:02

صفحه بندی