من اندر بیست و هشت سال و نه روزگی

خرید بک لینک
چند وقته دارم به خودم فکر می کنم. به گذشتم...به تفکر و عقاید گذشته و الانم!

حس می کنم خیلی خیلی بزرگ شدم!چقدر دیدگاه هام، دغدغه هام عوض شدن!شایدم اون قبل ترها خیلی بچه بودم: دی

یه چیز جالب دیگه اینکه چقدر رفتارها و تفکراتم شبیه کشمش شده!واقعا عشق و عادت و هم خونه بودن چه میکنه!

چند وقتیه زندگی و روزگار داره درس های بزرگی بهم میده! اتفاقایی اطرافم میفته که شدیدا از درون منقلبم میکنه!مثل دیشب که بخاطر یک اتفاق تلخ برای یکی از آدمای اطرافم واقعا بهم ریخته بودم.همه چیز توی خونه و روابطم و عزیزانم خوب بودشکر خدا، ولی من به شدت گرفته بودم. تا یهو بغضم ترکید و یکم گریه کردم و با دردل کردن و حرفای کشمش حالم بهتر شد. یه درد و دل سه ساعتی...

چقدر پستم فلسفی شد: دی

نخودچی زاده بعد از یک دوران که خشن و لجباز شده بود الان آروم و عاقل شده((: خیلی خیلی خوشحالم هرچند میدونم این دوره هم کوتاههو قطعا دوباره یه بحران جدید پیش خواهد امد. از الان دارم تمرین صبوری میکنم: دی

کلا بچه ها دایم در نوسان هستن! و چقدر بحران دارن.هی هی هی بحران و دوران جدید...

جدیدا گل پسر ظهرها ترجیح میدن نخوابن! یه بازی ای هست مخصوصی مواقعی که من میخوابم! تا میگم بریم بخوابیم میگه من خوابم نمیاد و میرم کوسه بازی!کوسه بازی هم به این صورت هست که میره روی یک ارتفاع مثلا لب مبل یا تخت میشینه و خم میشه و به ماهی ها و کوسه های روی زمین غذا میده و....

هروقت پای سیستم باشم و بلاگفا باز باشه، میفهمه دارم کاری غیر از درسم انجام میدم و میپرسه: مامان داری چیکار می کنی؟

منم میگم دارم وبلاگم رو آپ می کنمتو هم بزرگ شدی حتما وبلاگ بنویس((:

سرشو تکون میده و یکم محو بلاگفا میشه و میره.عاشقشممممممممممممممم هاااا

من و این ......

ما را در سایت من و این ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 23:24

صفحه بندی