من و این ...

متن مرتبط با «ششمین» در سایت من و این ... نوشته شده است

ششمین سال....

  • نیلوبلاگ

    وارد ششمین سال زندکی مشترکمون شدیم((:الهی شکر تا اینجاش....به امید روزای قشنگ تر و شاد تر و پر عشق تر. در این ساعت من یک عروس بودم که در حال خوردن صبحانه، سعی می کردم کمترین صدا رو ایجاد کنم. چون خونه بابام پر از مهمون بود که شب قبلش دیر خوابیده بودن و یه روز شلوغ پلوغ در راه داشتن. یک اقای داماد هول که کله سحر اومد دنبالم و با هم رفتیم خونه عشق قبل از آرایشگاه رفتن. _________________________...

    ادامه مطلب