
پاییز کروناای و حبس در خانه رو میگذرونیم.دخترک کامل صحبت می کنه و با سیاست خاص خودش دلبری می کنه.دایره کلماتش خیلی وسیعه و تتقریبا همه جملات و کلمات رو متوجه میشه و میتونه بگه.پسرک هم به درس خوندن انل...
ادامه مطلب
اینکه از اول آذر پست نذاشتم واقعا شرم آوره: دیxa0xa0در این لحظه نخودچی زاده بسیار سرخود رفته دیجیتون رو توی موبایل من برای خودش نصب کرده و مشغول دیدن کارتونه!xa0چرا بچه ها انقدر خبره در تکنولوژی شدن!!!!!!xa0 کشمش هم از خستگی بیهوش شده روی تخت. واقعا مردها زحمت کش هستن.( البته خیلی از خانم ها بیرون از خونه کار می کنن و واقعا تلاش می کنن)xa0xa0 بوی شلغم روی گاز توی خونه پیچیده. هر 5 دقیقه یکبار نخودچی زاده میگه مامانی میشهxa0با یه چیز خوشمزه منو سوپرایز کنی!!!!!xa0 دوتا کیک فنجونی و یک موز فعلا خو...
ادامه مطلب
من عاشق پاییز و هواش بودم. تنها سالی که پاییزش یکم سخت بود، بعد از تولد نخودچی زاده بود که بعد زایمانم حالم خوب نبود!خیلی روزها برام دلگیر بود و همش اشک داشتم و وابستگی شدید به کشمش!xa0که البته بخاطر زایمان و تغییرات بدن و ...بود و به ده روز نکشیده بهتر شدم.xa0ولی امسالم شب های طولانی برام دلگیر شده!xa0دارم خودم رو سرگرم میکنم که زودتر حالم خوب بشه.xa0تصمیم گرفتم رفت و آمدبا دوستام رو بیشتر کنم!اگر خدا بخواد خونمون رو عوض کنیم و تغییرات جدید.xa0تصصمیم گرفتم برم تو دل ترس های زندگیم!توکل بر خدای ...
ادامه مطلب