
سلامون علیکم.xa0نماز و روزه هاتئن قبول باشه.xa0 عاقا بگم که من فقط استراحت می کنم.فیلم میبینم.با نخودچی زاده بازی می کنم.xa0مهمونی میرم.xa0 پایان نامم یه سری اطلاحات بهش خورد.اصلا نگاهشم نکردم!!!!! در این حد: دیxa0 انشالله بعد ماه رمضون قصد دارم برم کلاس و خطاطیم رو ادامه بدم((:xa0 یه باشگاه ورزشی خوب هم پیا کنم برم به عشقم والیبال برسم((:xa0 در فکر نی نی دوم هم هستم با ذوق و هیجان...وای نوزاد.....دلم رفت.xa0 نخودچی زاده هم بگم که به شدت بیشتر از قبل قلدر شده. مستقل تر شده.xa0 و من شدیدتر وابست ...
ادامه مطلب
تو پست قبلی درباره نخودچی زاده نوشته بودم که رمز کارت بانکیم رو حفظ شده!xa0یه روز دیدم دارره میگه: دوازده سیزده( الکی مثلا رمز کارتم اینه)xa0گفتم: محمدمتین این چیه که میگی؟xa0گفت: همیشه تو مغازه کارتتو میدی به آقای مغازه دار و میگی دوازده سیزده!xa0چه توجهی کرده!آخه وقتایی که باهم میریم مغازه و بازار بنده فقط دارم دنبال ایشون میدوم و یه لحظه هم واینمیسه!xa0کی رمز منو حفظ کرده نمیدونم._______________________________________پنج شنبه گذشته تولد خواهرزادم بود که خیلی خوش گذشت.xa0جمعه هم مهمونی فامیل ...
ادامه مطلب
چند وقته دارم به خودم فکر می کنم. به گذشتم...به تفکر و عقاید گذشته و الانم!xa0حس می کنم خیلی خیلی بزرگ شدم!چقدر دیدگاه هام، دغدغه هام عوض شدن!شایدم اونxa0قبل ترها خیلی بچه بودم: دیxa0یه چیز جالب دیگه اینکه چقدر رفتارها و تفکراتم شبیه کشمش شده!واقعا عشق و عادت و هم خونه بودن چه میکنه!xa0چند وقتیه زندگی و روزگار داره درس های بزرگی بهم میده! اتفاقایی اطرافم میفته که شدیدا از درون منقلبم میکنه!مثل دیشب که بخاطر یک اتفاق تلخ برای یکی از آدمای اطرافم واقعا بهم ریخته بودم.همه چیز توی خونه و روابطم و عز...
ادامه مطلب